بازگشت سرمایه در بازاریابی اجتماعی

خلاصه:

تحقیقات به عمل آمده از رفتار مدیران بازاریابی شرکت ها در دنیا نشان می دهد که نحوه محاسبه بازگشت سرمایه در بازاریابی های اجتماعی در حال تغییر است.

در سال ۲۰۰۹ بازگشت سرمایه با ملاک هایی مانند تعداد طرفداران در شبکه های اجتماعی، تعداد کلیک های ارجاعی محاسبه می گردید. اکنون مدیران بازاریابی در تلاش هستند سرمایه گزاری در بازاریابی اجتماعی را مستقیما به درآمد متصل نمایند تا بتوانند برآورد دقیق تری داشته باشند و اهمیت این ابزار بازاریابی را بیش از پیش نمایان سازند.

مقدمه

در دنیای امروز شاهد ظهور پدیده ای بنام «شبکه های اجتماعی» هستیم که عمدتاً در فضای مجازی، بنحو گسترده و پرشتاب در حال شکل گیری و انبساط است.

سالهاست که مدیران بازاریابی تلاش می نمایند از شبکه های اجتماعی بعنوان پلی جهت دستیابی به بازاهای گسترده، استفاده نمایند. در این نوشتار، چالش این سال مدیران این حوزه در بررسی بازکشت سرمایه این ابزار بررسی می گردد.

روند تکامل رسانه اجتماعی چگونه است؟

محاسبه نحوه بازگشت سرمایه بازاریابی اجتماعی سخت تر از دیگر ابزارهای بازاریابی است. با این حال تردیدی وجود ندارد که استفاده از این روش موثر بوده و روزافزون بوده و مدیران بازاریابی به آن توجه روزافزون دارند.

در سال ۲۰۰۹، ۹۰ درصد مدیران بازاریابی از یک تا سه ابزار بازاریابی اجتماعی استفاده کرده اند که در این میان بیشترین استفاده به ترتیب برای وبلاگ های سازمانی (۸۷%)، انجمن های برندی (۸۶%)، صفحات فیس بوک (۷۹%) و نظرات مشتریان (۷۳%) بوده است. از میان این مدیران بازاریابی، ۵۹ درصد بازگشت سرمایه را متوسط و یا عالی گزارش کرده اند.

مدیران بازاریابی، تعامل با مشتریان را در وب سایت های خود از طریق  کسب نظرات مشتریان و شبکه های اجتماعی (فیسبوک، توییتر و …) ایجاد کرده اند و اکنون تلاش می نمایند تا بهترین ترکیب را برای استفاده توامان از ابزارهای سنتی و مدرن بدست آورند.

ملاک های محاسبه ارزش فعالیت های اجتماعی

گام بعدی؛ ایجاد ارتباط بین درآمد و سرمایه گزاری در رسانه های اجتماعی

معضل حاضر برای مدیران بازاریابی، پیچیدگی محاسبه میزان ارتباط بازاریابی اجتماعی و است، با این حال برای جلب توجه مدیران عامل به این ابزار، لازم است که مدیران بازاریابی بتوانند اعداد و ارقام دقیقی را ارائه نمایند.

اکنون مدیران بازاریابی  باید به جای استفاده از شاخص هایی مانند تعداد طرفداران در شبکه های اجتماعی و کلیک های ارجاعی و تعداد نظرات که تنها افزایش تعهد مشتری را نشان می دهد، باید به محاسبه دقیق تر بازگشت سرمایه بازاریابی اجتماعی بپردازند. آیا مدیران بازاریابی این توفیق را در سال ۲۰۱۱ به دست خواهند آورد؟

کدامیک از کانال های بازخورد مشتریان را در مکانیزم تصمیم گیری های سازمان خود دخیل می کنید

خروجی مشتریان؛ ورودی شرکت ها برای تصمیم گیری

هدیه بزرگ رسانه های اجتماعی به برند ها و فعالیت های تجاری رساندن بهتر صدای مشتریان به آنها بوده است. در سال ۲۰۱۰، بیش از ۸۸ درصد مدیران بازاریابی، نظرات مشتریان حاصل از بازاریابی اجتماعی در اشکال زیر را در تصمیم گیری های سازمانی لحاظ نموده اند.

  • روایت های مشتریان (۵۹%)
  • معرفی محصول به دیگران (۵۴%)
  • نظرسنجی آنلاین (۴۹%)
  • نظرات مشتریان (۴۷%)

مدیران بازاریابی به این نتیجه رسیده اند که افزایش طرفداران در شبکه های اجتماعی لزوماً به معنی افزایش در فروش نیست. با این حال تعامل مستقیم با مشتری ورودی های مناسبی را از طرف مصرف کننده فراهم می نماید. جمع آوری، آنالیز و به اشتراک گذاری این ورودی ها با بخش های مختلف سازمان برای اخذ تصمیم های مبتنی بر بازار برای محصولات و خدمات آتی، چالشی است که شرکت ها با آن مواجه می باشند.

 

فعالیت های بازاریابی اجتماعی بر اساس بالاترین بازگشت سرمایه

محصولات و خدمات آتی؛ بازتاب نظرات مشتریان

تیم های توسعه شرکت ها با بررسی نظرات مشتریان، نسل های بعدی محصولات و خدمات خود را تعریف می نمایند. بطور مثال شرکت Dell اهمیت فراوانی برای نظرات مشتریان در سایت خود قائل است به نحوی که نسل بعدی محصولات  بر پایه کالاهای دارای ستاره چهار و پنج تولید خواهند شد.

برند معروف مد Burberry در سال ۲۰۰۹ یک کمپین تبلیغاتی با نام هنر خندق (Art of the Trench) راه اندازی نمود که در یک مسابقه از مشتریان خواست تا تصاویر خود را با محصولات این برند ارسال نمایند. این کمپین در شبکه های اجتماعی به خوبی ترویج یافت. تصاویر ارسالی کمک فراوانی به طراحان این شرکت در محصولات سال ۲۰۱۰ نمود که نتیجه افزایش فروش را با خود به همراه داشت.

بهبود روابط تولید کنندگان و شبکه های فروش

شبکه های فروش هم با بهره مندی از نظرات مشتریان توانسته اند بازخوردهای مناسبی را در اختیار تولید کنندگان قرار داده و هم چنین میزان سفارشات و موجودی انبار خود را بهینه سازند. بطور مثال یک فروشنده کفش پس از اینکه متوجه بازخوردهای منفی مشتریان درباره چکمه جدید چرم در شبکه اجتماعی فروشگاه خود شد، سفارشات آتی این نوع چکمه را کاهش و موضوع را به اطلاع کارخانه تولیدکننده رسانید.

پیش از ظهور شبکه های اجتماعی، برند های تجاری میلیونها صرف تحقیقات بازار جهت کسب بازخورد مشتریان می نمودند. اکنون نه تنها این هزینه با وجود شبکه های اجتماعی کاهش چشمگیر داشته است، بلکه سرعت دریافت بازخوردها بسیار کوتاه تر گردیده است و هم چنین امکان تعامل و پاسخگویی به نظارت میسر گردیده است.

چشم انداز: ارزش روزافزون رسانه های اجتماعی

مدیران بازاریابی زودتر از دیگر مدیران سازمان به ارزش رسانه های اجتماعی پی برده اند و باید تلاش نمایند با نمایش اهمیت این ابزار، توجه مدیران عامل را بیش از پیش به بازاریابی اجتماعی معطوف نمایند.

در چشم انداز این صنعت، بازخورد مشتریان حاصل از رسانه های اجتماعی، سوخت لازم برند های تجاری برای توسعه های آتی خواهد بود.

منابع:

مقاله حاضر با استفاده از منابع Bazaarvoice و CMO Club به رشته تحریر درآمده است.

دیدگاه‌های ارسال شده

  1. شایان شلیله می‌گه:

    جالب بود باید یک جلسه در موردش داشته باشیم

© 2012-2013 by Malayeri.me

Designed By Masoud Golchin - Powered By Wordpress